5a4fabcd 6e41 4be0 9c2b f96f60bde431 - صفحه اول

با چشم‌های بسته
نامش را
بر برگِ تاک می‌نویسم
گَس چون شراب!
“شعر”
معشوقه‌ی من

حامد نیازی

شاعر نسل جدید ایران

شعر چیست؟ جز نامِ تو که به تکرار با معانی گوناگون بر برگِ گل‌های رنگارنگ نقش بسته است؟ ای دلخواه‌تر از نور، رنگ زرد تند

ادامه مطلب »

پرنده‌ی من چشم‌های تو همزادِ منند من در آنان و تو در من غرق خواهیم شد ای تنفّسِ تو شراب بیا و بر من جلوس

ادامه مطلب »

از ‌مجاورت خدا می‌آیی؟ تو که تن‌پوشی از مِه بر اندام ‌داری عطر جنگل می‌دهد خیال سبز فامت و طعم شراب می‌رسد هم دم از

ادامه مطلب »

یک الفبای تازه باید تا روایت‌کند حدیث دوری را حروفی نو باید تا بتوان‌گفتن داستان این صبوری را از نفس‌های تو،هنگامه‌ی پرواز از نگاه تو،که

ادامه مطلب »

آنقدر عاشقم که گر مرا بسوزانند عطر تو جهان را در آغوش خواهد کشید چنان دلبسته که بریده‌ام از همه و آن سان شیدا که

ادامه مطلب »

در گوش باران‌ها نام تو را چنان کرده‌ام آواز که اینک آنان به نام کوچک،به رنگ چشم به عطر گیسوی،به جای پای و به اثر

ادامه مطلب »

دست من‌ نیست اگر با آن پیراهن که آکنده‌ست از عطر تو ایستاده‌ام در مسیر باد تا قاصدکان دسته دسته به من‌ کوچ‌ کنند من

ادامه مطلب »

حس‌می‌کنم کسی رفته است از من کسی‌ که از او تنها چشم‌هایش را دارم به یاد زیرا هیچ‌گاه خانه‌ام را از خاطر نخواهم بُرد خانه‌ای

ادامه مطلب »

پربازدیدها :

وادارم کن به پروانه شدن، به سوختن وادارم کن به عشق، به زیباتر شدن حال که مرا از تو گریزی نیست وادار کن مرا به

ادامه »

صدای هوا،صدای آب صدای آتش،صدای خاک صدای تو صدای تو را چون آتش در دست می‌گیرم و می‌دَوَم می‌دَوانَد مرا بخوانم،بدوانَم،بتازانَم من با صدای تو

ادامه »

دروغ چرا؟بی‌تو شوقی برایزنده ماندن نیست! بُرشِ شعری از کتاب: یک‌ اتفاق ساده

ادامه »

عاشقم باید سپُرد مرا به دست‌های جوی آب چونان برگی از کتابی مقدس باید نهاد مرا بر بلندای دیوار چون تکه‌ای نان باید مرا به

ادامه »

مثلِ جنون با من من با عشق عشق با ما نمی‌دانم با تو چه کنم! بُرشِ شعری از کتابِ: نامه‌های سوخته

ادامه »