برای زنی که دوستش دارم

از زیبایی‌اش نگویید

یا از آتش یا عشق!

برایش از باران،مه،دریا و رنگین‌کمان نگویید!

از رویا،پاییز،آغوش و بوسه هم!

زنی که دوستش دارم را

بیهوده خسته نکنید

من برای او یک عمر

شعرِ ناگفته آماده کرده‌ام

زنی که دوستش دارم

روزی مرا خواهد بوسید

و به تمام حرف‌هایتان در آغوش من

ایمان خواهد آورد

زنی که دوستش دارم

روزی مرا دوست خواهد داشت

 

شعری از کتاب:

نامه‌های سوخته

 

 

Hamed

Hamed

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

20 + پانزده =

درباره من

آنقدر‌ها مهم ‌نیستم که کسی بخواهد چیزی از من ‌بداند! هر چه مهم بود را نِوِشته‌ام و هر آنچه فکر‌ کردی باید بدانی را در شعرهایم خوانده‌ای “حامد” مرا خواند او که دیگر نیست اما نبودم هیچگاه و “نیازی” به من ارث رسید که نخواستَمَش هرگز معجونی‌ام از نبودن و نخواستن همین وضع برایم کفایت ‌‌می‌کرد تا با شعر بروم به گُم آباد! و از آن روز دیگر، من؛ تعبیرِ عامیانه‌ی عشقم! همین…