۳۷

عاشقم
باید سپُرد مرا
به دست‌های جوی آب
چونان برگی از کتابی مقدس
باید نهاد مرا بر بلندای دیوار
چون تکه‌ای نان
باید مرا به گوشِ کویر خواند
چونان دعای باران
باید مرا رها کرد در نسیم
چون عطر بازگشتِ چکاوکی از کوچ!

بُرشِ شعری از کتابِ:
یک اتفاق ساده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *