الفبای سکوت

 

عشق روزی این درب را خواهد کوفت
و مرا با خویش خواهد برد
چونان نسیم که برگی خشک را

تا آن دم من،
در این قسمت از خانه
که پنجره روییده
در گلدان‌هایم،باران خواهم کاشت
به شاعران درونم،شعر خواهم خوراند
و بر برگ‌های ابر خواهم نوشت:

دیشب
با رازقی گفتگو کردم،
گفت: …!
گفتم: …!
ما سکوتمان را با هم قسمت کردیم!

عشق روزی مرا خواهد برد
و در بخش کم عمق سکوت گلی
غرق خواهد کرد

روزی من
در شهری بی دریا
میان امواجی غرق خواهم شد
که از انحنای لب غنچه‌ای سرخ چکیده
او که نامش را در هیچ‌کدام از شعرهایم نتوان یافت
زیرا من او را
با الفبای سکوت نوشته‌ام!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *