خانه‌ی باد!

 

به من بازگرد
که در من،جا مانده‌ای

بگو کدام موج در دریا ته‌نشین می‌شود؟
کدام ابر در آسمان می‌گندد؟
کدام شعر ناگفته می‌ماند؟
فراموش کردنت همین محال‌هاست

باز‌گرد
دگر نمی‌اندیشم
نمی‌گویم
نمی‌نویسنم
چون شمع می‌سوزم و تمام می‌شوم
گویی پدر سکوتم و درد
بابای عشقم و حسرت

به فلس‌های قاصدک سوگند!
تمام خبرهای خوب:
آمدن توست
و شعر‌ عاشقانه:
تق‌تق صدای قلبِ در است،
وقتی تو را می‌نگرد

بازگرد به من
به من که در خویش با تو زندگی می‌کنم!
به گفتگو می‌نشینم!
با تو می‌آیم،با تو می‌روم،می‌خندم،می‌گریم!
دیوانه‌ام

بازگرد که از دوری‌ و انتظار چنانم
که بر دیوارهای خانه‌ام نوشته‌اند:
خانه‌ی باد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *