باور کن

 

مرغ دریاییِ دریا زده‌ام باور کن
همچو خورشیدم و بَد! شب‌زده‌ام باورکن

سوخت بال و پَرم از هُرم تَب و تنهایی
شعر شد هر نفسِ آخته‌ام باورکن

بُرد با خود دلِ ما را به ندانم‌آباد!
من قُمار از دلِ خود باخته‌ام باور کن

خواب میبُرد به دریا به دو دستش موجی
ساحلی غم‌زده، طوفان زده‌ام، باور کن

مستم و چشمِ اُمیدم به خراب‌ستان است
نا اُمید از مِی‌ام و مِی‌زده‌ام، باور کن

باورم نیست که این نیست شبی هست شود
باورم نیست که باور بکنی! باور کن

#غزل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *