صدای تو

نوای قطرات روی چتر،
موسیقی خنده‌ی کودک،
آوازخوانی مرغکی عاشق،چشم انتظار یار، نشسته در آشیان،
صدای تو!

فریاد ماهی دل‌سپرده در گوش جفت زیبا!
بوسه‌ی پرده، نشسته بر گونه‌ی پنجره‌ی رو به باغ،
یا پچ‌پچه‌ی نسیم در گوش گل،صدای تو!

تپیدن قلب شعر در لباسی زنانه،
که گل‌هایش عطر بهار می‌دهد
و بر تن تابستان نشسته
تا بهار از آن بتراود و از آستین‌هایش،
پاییز شهر را لمس کند،صدای تو!

صدای هوا،صدای آب،
صدای آتش،صدای خاک،صدای تو!

نغمه‌ی ناودان در باران
که میچکد از ابر
و می‌خیساند مرا
و میپراندم،
و می‌دمدم به عشق،صدای تو!

صدای تو را چون آتش در دست می‌گیرم و می‌دوم
می‌دواند مرا،
بخوانم،بدوانم،
بتازانم،
من با صدای تو می‌رسم به صدای تو!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *