هیس!

گاهی کسی نبود،ولی نیس می‌شود!
این دیکته نانوشته چرا بیس می‌شود؟

از هر دری که رفتم و دیوار شد بپرس
گاهی دعا غذای حضرت ابلیس می‌شود!

از وعده و وعید و عزیزم گذشته‌ام
این چتر با نباریدن است که بد خیس می‌شود!

ما چیزِ چیزِ چیز،اگر می‌شدیم هم
اسراف می‌شدیم،ولی لفت و لیس میشود!

عمرم گذشت،در تمنای روی یار…
از هیچِ هیچِ هیچ،کسی فیس می‌شود؟

فردای مرگ بر لحدم نیک بنگرید
یک سنگ هم برای دلم ریس می‌شود

مهتاب را،در آغوش گرفته‌ست آسمان
من،چهره‌ام مدام چرا پیس می‌شود؟

یک شعر،یک غزل،ولی یک‌‌هزار درد؟
بگذاشتم روی سرم،گیس می‌شود؟

امشب که مرگ دست مرا در دو دست داشت
فریاد میزنم،ولی هیس می‌‌شود!

غزل تازه
غزل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *